تبليغاتX
مطلع فرح عالم

مطلع فرح عالم

تهران يا طهران اينجا شهر من است!

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
نمی دانم شما چطور با آن کنار آمده اید ولی من را که کاملا کلافه کرده. برای طی یک مسیر صاف و مستقیم باید کلی بالا و پایین و چپ و راست کرد تا به مقصد رسید.

یکی از عجیب ترین خیابانهای این شهر به نظر من خیابان شریعتی است که اگر از بالا به پایین حرکت کنید از تجریش تا حسینیه ارشاد دو طرفه است، بعد تا پل همت یک طرفه رو به پایین میشود. بعد روی پل همت که اصلا معلوم نیست کدام طرفه است. از زیر پل همت تا خیابان مطهری یک طرفه رو به بالاست. از مطهری تا بهار شیراز دوطرفه است که دوباره تا میدان طالقانی یک طرفه رو به پایین میشود. از آنجا هم تا پیچ شمیران دوباره دوطرفه می شود.

به نظر من باید هم به دست اندر کاران ترافیک شهر به خاطر این نبوغ و خلاقیت تبریک گفت و هم به هوش و استعداد شهروندان طهرانی که هنوز میتوانند راه خود را پیدا کنند آفرین گفت. جالب اینجاست که در بعضی از قسمتهای این خیابان طرحهای ترافیک و زوج و فرد هم برقرار است!

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/11/21ساعت 10:43  توسط طهراني  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

كاش بجاي اين همه خرج براي كنترل حداكثر سرعت در اتوبانهاي شهر، يك كمي هم به فكر كنترل حداقل سرعت  بودند.


عكس از جورواجور
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/09/12ساعت 11:55  توسط طهراني  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
وقتي پشت اين چراغ قرمزها نيم ساعت وايميستم و بعد ميبينم يك بچه سرباز رو كردن مسئول چهار راه كه در تمام طول عمرش به اندازه اون نيم ساعت ماشين نديده و قراره بدون آموزش و به صورت فطري مديريت اين چهار راه رو انجام بده، ديوانه وار عصباني ميشم و زير لب هي فحش ميدم.

بعد كه ميرم تو نخ اون جوون شهرستاني كه با تمام سادگيش وسط اينهمه ماشين و موتور گير افتاده و بيخودي تقلا ميكنه، دلم براي اون هم ميسوزه!


+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/07/17ساعت 10:59  توسط طهراني  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
شنبه:
- آقا ميخواستم براي نوزاد دفترچه تامين اجتماعي بگيرم.
- سيستم قطع شده. سه شنبه تماس بگيرين.

سه شنبه:
- سلام خانم. ميخواستم براي نوزاد دفترچه بگيرم.
- شنبه تماس بگيرين.

شنبه هفته بعد:
- ميخواستم براي نوزاد دفترچه بگيرم.
- الان خيلي سرمون شلوغه. سه شنبه بيا.

سه شنبه هفته بعد ( 8 صبح):
- ميخواستم براي نوزاد دفترچه بگيرم. مي توانم الان بيايم؟
- الان خيلي شلوغه. 2 تا 4 بيا.

سه شنبه هفته بعد ( 3 بعد از ظهر - دفتر كارگزاري بيمه):
- سلام ميخواستم براي نوزاد دفترچه بگيرم.
- الان تعطيله. شنبه صبح بيا.
- بابا من صبح تماس گرفتم گفتند 2 تا 4 بيام. الان هم ساعت 3 است!
- برو پيش هموني كه گفته ساعت 3 بيايي اينجا!!!

پ.ن. تمامش عين واقعيت بود. همين الان از دفتر كارگزاري بر ميگردم. بعد از كلي صحبت با مدير اونجا قرار شد دوباره فردا صبح ساعت 8 بروم اونجا!


+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/07/02ساعت 17:12  توسط طهراني  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
پسر ما هم دنیا اومد.

وقتی می بردمش که واکسنهاش رو بزنه طبق معمول توی ترافیک گیر افتادم. بوی دود اگزوز اتوبوس و مینی بوس بود که از لای پنجره میاومد تو. با هر بوق یا صدای موتورسیکلت٬ بدن ضعیفش رفلکس عصبی نشون میداد.

حس عجیبی داشتم. خیلی سخت بود ببینم که من باعث شدم این موجود بیگناه پا به جایی بگذاره که مردمش فقط به پول فکر میکنن. انگار که توی شهر مسابقه است. گور بابای نسلهای آینده !

ولی یکی میگفت: با تولد هر نوزادی٬ میشه فهمید که هنوز خداوند به این انسان امیدواره!

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/18ساعت 23:0  توسط طهراني  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
قرار بود ۲۰ روز بعد از خرید اینترنتی٬ ماشین رو تحویل بدند.

بعد از ۲۵ روز میبینم خبری نیست. به نمایندگی زنگ میزنم. بعد از ۳۵ دقیقه گوش دادن به آهنگ هارولد لوید٬ بالاخره یکی گوشی رو ور میداره٬ ازش میپرسم: آقا ماشین من حاضره بیام بگیرم؟

با ته لهجه لاتی جواب میده: نه هر وقت آماده شد خبرت میکنیم. ما تازه یکی دو روز پیش فایلت رو به سایپا فرستادیم!!!!!!!!

 

آخر خدایا ما کی آدم میشویم؟؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/24ساعت 15:16  توسط طهراني  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
از بس خیابون تاریک بود پام رو درست گذاشتم وسط کثافتها. تمام کفشهام گلی شده بود.

وقتی رسیدم سر کوچه کلی خوشحال شدم چون دیدم کوچه ما برق داره. در رو باز که کردم قبض برق افتاده بود پشت در. ورداشتم ببینم چقدر پیاده شدم. دیدم نوشته بهای واقعی برق انقدر... یارانه پرداختی توسط دولت انقدر ... سهم مشترک انقدر ...

همیشه از منت بدم میومد. نمی دونم چرا یهو یاد اولیور توییست و اون مسئولان چاق یتیم خونه افتادم. صحنه ای که به بچه یتیمها یکی یه کاسه سوپ بی خاصیت داده بودند و خودشون داشتند بوقلمون می خوردند. وقتی اولیور توییست رفت و درخواست یک کاسه دیگه سوپ کرد همه با تعجب داد میزدند:

باز هم سوپ می خواد؟ اون میگه بازم سوپ می خواد!!؟؟....

رفتم بالا و برای مدتی طولانی کفشهام رو تمیز کردم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/15ساعت 16:44  توسط طهراني  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
وقتی پیمانکار ساختمانی نمی تونه یک کم جلوتر از نوک دماغش رو ببینه!

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/05/14ساعت 11:0  توسط طهراني  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
نیم ساعت اول فیلم "نجات سرباز رایان" رو یادتون میاد؟

اگر این فیلم رو تا حالا ندیدین یک روز پنجشنبه صبح سعی کنین برین بازار میوه زرگنده و نیم کیلو گوجه بخرین! حیف که دوربین همراهم نبود.

+ نوشته شده در  شنبه 1387/05/12ساعت 15:5  توسط طهراني  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
کلی فکر کردم آخر به این نتیجه رسیدم که مشکل این شهر اینه که مردمش هیچ احساس تعلقی نسبت به این شهر ندارند!

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/08ساعت 13:18  توسط طهراني  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

دنیا دیگه مثل تو نداره.............. نداره و نمیتونه بیاره...............

بیچاره مردم بقيه شهرهاي دنیا چی میکشن؟!

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/08ساعت 11:17  توسط طهراني  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

بعد از دو ساعت روی اینترنت بودن بالاخره یک شماره "تراکنش" به من داد.

عصر که رفتم خونه گفتند که از سایپا زنگ زدند و گفتند که باید فردا در ساعت اداری به نمایندگی مراجعه کنم! دو تا فتوکپی شناسنامه هم با خودم ببرم!

وقتی رفتم اونجا که کپی شناسنامه ها رو بدم دوباره هفت صفحه فرم جلوی من گذاشتند و خواستند که مشخصات خودم را وارد کنم - امضا و انگشت هم بزنم!!

گفتم من پول را دیروز آنلاین به حساب ریختم حالا تحویل ۲۰ روزه از دیروز شروع میشه یا امروز؟ جواب دادند که از فردا شروع میشه چون باید پرونده را با پیک بفرستیم سایپا!!!؟؟؟

آخر خدایا ما کی آدم میشیم؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/02ساعت 10:11  توسط طهراني  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
بحران آب در کشور، که بخشي از جلسه غيرعلني اخير در مجلس شوراي اسلامي به آن اختصاص داشت، ‏چنان ابعاد نگران کننده اي پيدا کرده که از سوي دولت يک موضوع امنيت ملي تلقي مي شود.‏

روزنامه سرمايه اظهار نمود درحال حاضر در خصوص شهرهايي مثل تهران در باره بحران آب اطلاع رساني ‏درستي صورت نمي گيرد و اين در حالي است که احتمالا بحران واقعي در ماه هاي مهر وآبان پديدار خواهد ‏شد، يعني زماني كه مخازن كاملا خالي شده و حتي باران پاييزي هم كفاف تامين آب مخازن را نخواهد داد. ‏


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1387/02/28ساعت 9:24  توسط طهراني  |