تبليغاتX
مطلع فرح عالم

مطلع فرح عالم

تهران يا طهران اينجا شهر من است!

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
به جاي موفقيت در چيزي كه از آن نفرت دارم، ترجيح مي دهم در چيزي شكست بخورم كه از آن لذت مي برم.

(هينز سيدني)

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/12/13ساعت 9:15  توسط طهراني  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 
I believe in freedom and freedom to believe
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/07/03ساعت 12:32  توسط طهراني  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 داشتم رده بندی مدالهای المپیک رو نگاه میکردم٬ دیدم چین و آمریکا مقام اول و دوميشون رو بیشتر مدیون خانومهاشون هستند. زنان چینی ۵۴ مدال گرفته اند در حاليكه مردانشون  ۳۴ مدال و زنان آمریکایی ۵۰ مدال گرفتند و مردانشون ۴۸ مدال. جالب اینه که این روند تقريبا برای ۱۰ کشور اول جدول هم صدق میکنه.

"چنانچه زنان از حقوق مساوی و امتیاز تحصیل برخوردار شوند، به توفیقات فوق العاده ای نایل خواهند آمد و برابری خود را با مردان به اثبات خواهند رساند." عبدالبها

+ نوشته شده در  شنبه 1387/06/02ساعت 11:47  توسط طهراني  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

ای صاحب دو چشم!

چشمی بربند و چشمی برگشا.

بربند يعنی از عالم و عالميان٬ برگشا يعنی بجمال قدس جانان.

O MAN OF TWO VISIONS!

Close one eye and open the other.  
Close one to the world and all that is therein, and open the other to the hallowed beauty
of the Beloved.

Baha'u'llah

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/05/21ساعت 14:4  توسط طهراني  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

يَاابْنَ الوُجُودِ

أَحْبِبْني لأُِحِبَّكَ.إِنْ لَمْ تُحِبَّنِي لَنْ أُحِبَّكَ أَبَداً فَاعْرِف يا عَبْدُ.

 

O SON OF BEING 

Love Me, that I may love thee

If thou lovest Me not, My love can in no wise reach thee. Know this, O servant

Baha'u'llah

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/15ساعت 10:33  توسط طهراني  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

رگ جهان در دست پزشك دانا است.

درد را مي‌بيند و به دانايي درمان مي‌كند.

هر روز را رازي است و هر سر را آوازي.

درد امروز را درماني و فردا را درماني ديگر.

امروز را نگران باشيد و سخن از امروز رانيد.

ديده مي‌شود گيتي را دردهاي بيكران
فراگرفته و او را بر بستر ناكامي انداخته.

مردماني كه از باده خودبيني سرمست شده‌اند پزشك دانا را از او باز داشته‌اند، اينست كه خود و همه مردمان را گرفتار نموده‌اند، نه درد مي‌دانند نه درمان مي شناسند.

راست را كژ انگاشته‌اند و دوست را دشمن شمرده‌اند.

بشنويد آواز اين زنداني را. بايستيد و بگوييد، شايد آنان كه در خوابند بيدار شوند... 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/04/27ساعت 15:27  توسط طهراني  |