تبليغاتX
مطلع فرح عالم

مطلع فرح عالم

تهران يا طهران اينجا شهر من است!

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
نمي‌دانم ادبا و شعراي ما در كدامين شهر ايران مي‌زيسته‌اند...
شايد تمامش ساخته تخيل قدرتمندشان بوده....

چرا كه من هيچكدام را نمي‌بينم! نمي‌شنوم!؟؟....

من "همهمه دلکش برگ" را نمي‌توانم بشنوم.
" آبی آرام بلند" را نمي‌بينم.
"زمزمه مبهم آب" برايم مفهومي ندارد............

هر چه مي‌گردم نمي‌توانم "مناجات درختان را هنگام سحر"،
"رقص عطر گل یخ را با باد"،
"نفس پاک شقایق را در سینه کوه"،
"صحبت چلچله ها را با صبح"،
"بغض پاینده هستی را در گندم زار"،
"گردش رنگ و طراوت را در گونه گل"  پيدا كنم.

من هیچکدام را نمی بینم، نمیشنوم !!؟  ..............

هر چه مینگرم تنها ماشين است و ساختمان...
هرجه دقت میکنم فقط ترافیک است و سر و صدا...
تنها بویی که به مشامم می رسد بوی دود است و هوای آلوده...


+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/08/21ساعت 16:33  توسط طهراني  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

میبینه داری دنده عقب میگیری٬ میاد جات پارک میکنه. همه تو صف وایستادند٬ راست راست میره اون جلو انگار بقیه رو ندیده.....

متاسفانه بد جوری این مرض تو این شهر افتاده. به نظر من از همه بدتر اونهایی هستند که حق نسلهای بعد رو دارن ضایع میکنن.

کریمان جان فدای دوست کردند              سگی بگذار ما هم مردمانیم!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/30ساعت 13:4  توسط طهراني  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

مُشت می کوبم بر در
پنجه می سايم بر پنجره ها
من دچار خفقانم خفقان

 
من به تنگ آمده ام از همه چيز
بگذاريد هواری بزنم آی
با شما هستم آی
اين درها را باز کنيد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/03ساعت 17:9  توسط طهراني  |