تبليغاتX
مطلع فرح عالم

مطلع فرح عالم

تهران يا طهران اينجا شهر من است!

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

هی هی هی ....

باز هم باختیم. آن هم در تهران و در ورزشگاه یکصد هزار نفری آزادی.

لبخند بسیار تلخی روی لبانم نقش بسته. نه می توانم مثل بقیه بخندم و نه گریه کنم.

فقط لبخندی بسیار تلخ!

تصاویر مختلفی از ذهنم عبور میکنند.

احمدی نژاد، دایی، کفاشیان

کریمی، فردوسی پور، قطبی

یکصد هزار نفر تماشاگر، 70 میلیون ایرانی، ......................

عید بر همگی مبارک.

+ نوشته شده در  شنبه 1388/01/08ساعت 22:7  توسط طهراني  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

تا حالا همسرم بیش از ده وسیله کمک آموزشی برای بچه شش ماهمون  گرفته تا او با حیوانات مختلف آشنا بشود. این آخری که ماشاالله صدای گاو هم در می آورد.

داشتم فکر می کردم (بلا نسبت و حاشا علی الحاضرین) اگر بتوانم او را فقط روزی چند دقیقه از خانه بیرون ببرم، خیلی زودتر با انواع موجودات وحشی و اهلی از جمله حضرت گاو آشنا خواهد شد. خرجش هم کمتره!


+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/01/04ساعت 20:39  توسط طهراني  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
امروز توي روزنامه دنياي اقتصاد مطلبي نوشته بود كه برايم خيلي جالب بود:

رئيس اتحاديه ميوه و سبزي با اشاره به رشد صعودي قيمت موز گفت در حال حاضر گلوگاه واردات موز در انحصار سه نقر است كه اين افراد نيز بدون حساب و كتاب قيمت آنرا افزايش مي‌دهند.

واقعا كه تا چنين مسئولاني را داريم، غم نداريم.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/12/11ساعت 9:34  توسط طهراني  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

امروز داشتم از پارك ملت رد مي‌شدم ديدم تمام سنگ فرشهاي پارك كه همين يكي دو سال پيش باز سازي كرده بودند، شكسته شده اند.

نمي‌دونم چرا همه چيزهاي قديمي با دوام و عمري بودند ولي حالا همه چيز يك بار مصرف و زپرتي شده.

پيش خودم گفتم حتي سنگ هم سنگ هاي قديم!

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/11/21ساعت 9:33  توسط طهراني  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

چقدر سريع اين هفته‌ها و ماه‌ها مي‌آيند و مي‌روند. دي هم تمام شد........

آدم بعضي وقتها ترس ورش ميداره.


لورل و هاردي در پيري

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/10/25ساعت 13:46  توسط طهراني  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
در حاليكه ازش خون ميرفت، مظلومانه به كبوترهاي حرم نگاه ‌‌كرد.

هرگز نفهميد چرا آدمي كساني كه ميتوانند برايش مفيد باشند را گردن ميزند و براي مفت خوران دانه ميپاشد!


+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/09/11ساعت 10:39  توسط طهراني  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

زندگي كردن هر روز داره سخت تر ميشه. اگر دقت كني مبيني كه انجام هر كاري نسبت به دفعه قبل سخت‌تره. كارهاي ساده اي مثل تاكسي سوار شدن، رد شدن از خيابان و يا پارك كردن ماشين كنار خيابون.

آدم  رو ياد مراحل آخر بازيهاي كامپيوتري ميندازه كه هي سخت تر ميشه و هر لحظه ممكنه Game over بشي!


+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/08/26ساعت 15:30  توسط طهراني  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
من پشتكار را از زنگ ساعتم در صبحگاهان آموختم.

 

                                              

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/08/14ساعت 9:28  توسط طهراني  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
صد بار امتحان كردم. توي اين مملكت اگر ميخواهي كارت انجام بشه بايد خودت شخصا اون كار را دنبال كني. فقط هم حضوري!

هيچ دنبال سيستم هاي پاسخگوي تلفني، اينترنتي، پست جمهوري اسلامي، پليس + 10 ، 137 شهرداري، بانكداري الكترونيك و غيره نباش كه كسي تره هم برات خورد نميكنه! تره كه هيچ چي هويج هم حسابت نميكنن.
+ نوشته شده در  شنبه 1387/07/20ساعت 16:10  توسط طهراني  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
بعضي وقتها جلو بقيه از آدم بودنت خجالت ميكشی!


+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/07/16ساعت 9:42  توسط طهراني  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 زين همرهان سست عناصر دلم گرفت

شير خدا  و  رستم  دستانم    آرزوست

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/06/05ساعت 15:11  توسط طهراني  |