اين بستني با ثعلب تهيه ميشد. يخ و نمك را در بشكهاي ريخته داخل بشكه را شير ميريختند و با وسايل مخصوص و تمهيدات زياد و تكان دادن و چرخاندن ظرف از آن بستني تهيه ميكردند.
بستنيفروشيهاي دورهگرد به زودي در تهران پيدا شدند كه بستني را در همان محفظهها ميگرداندند و با نان مخصوص عرضه ميكردند. بستني ممد ريش شهرت زيادي در تهران به دست آورد.
بستني خامهاي پر از گلاب و خامه و هل و بسيار مايهدار و كشآمدني، كاملا سفيد مانند برف لاي دو نان مخصوص معروف به حصيري كه روزانه چند هزار دانه از آن به فروش ميرفت. سالها بستني به همان سادگي و رنگ شيري عرضه ميشد تا اينكه در حدود سال 1329 بستني ماشيني كاليفرنيا به بازار آمد و ذايقهها بدان عادت كرد. بعدها بستني زعفراني زردرنگ نيز شهرت يافت .

اكبر مشهدي ملايري بعد از اين واقعه با پولي كه در مدت خدمت در دربار جمع كرده بود توانست مغازه بستني فروشي خود را در درحوالي ميدان راه آهن با نام بستني فروشي اكبر مشدي افتتاح كند. وي معتقد بود كه بستني هاي ايراني بايد كاملا با بستني هاي خارجي فرق داشته باشد و ايراني ها ترجيح مي دهند تا در بستني هايشان خامه ، گلاب و زعفران بيشتر از نگهدارنده ها ي ديگر باشد.
اكبر مشدي در ۹۲ سالگي بر اثر عارضه كليوي فوت كرد . خبر فوت وي حتي در روزنامه هاي عراق و پاكستان هم انعكاس يافته بود. يكي از ديپلمات هاي پاكستاني مقاله اي را براي بزرگداشت اكبر مشدي در روزنامه نوشت.

