تبليغاتX
مطلع فرح عالم

مطلع فرح عالم

تهران يا طهران اينجا شهر من است!

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

اين حس نوستالژي چند وقتيه بدجوري رفته تو مخم.

امروز داشتم نوشته هاي بايرامعلي رو مي‌خوندم كه دوباره منو برد تو اون حس و حال. مثل اينكه هر چي سن بالاتر ميره اين حس هم قوي تر ميشه.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/02/27ساعت 17:31  توسط طهراني  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
نقشه ترافيکي شهر تهران که در آدرس زير قابل مشاهده است و هر 5 دقيقه به روز مي شود. ديدن اين نقشه پيش از خروج از منزل يا محل کار براي سفر درون شهري خيلي مفيد خواهد بود.

با انتخاب مسير صحيح، به مشکل آلودگي هواي تهران کمک کنيم.


http://78.38.206.135/trafficmap/map.asp

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/01/19ساعت 15:56  توسط طهراني  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

هی هی هی ....

باز هم باختیم. آن هم در تهران و در ورزشگاه یکصد هزار نفری آزادی.

لبخند بسیار تلخی روی لبانم نقش بسته. نه می توانم مثل بقیه بخندم و نه گریه کنم.

فقط لبخندی بسیار تلخ!

تصاویر مختلفی از ذهنم عبور میکنند.

احمدی نژاد، دایی، کفاشیان

کریمی، فردوسی پور، قطبی

یکصد هزار نفر تماشاگر، 70 میلیون ایرانی، ......................

عید بر همگی مبارک.

+ نوشته شده در  شنبه 1388/01/08ساعت 22:7  توسط طهراني  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

تا حالا همسرم بیش از ده وسیله کمک آموزشی برای بچه شش ماهمون  گرفته تا او با حیوانات مختلف آشنا بشود. این آخری که ماشاالله صدای گاو هم در می آورد.

داشتم فکر می کردم (بلا نسبت و حاشا علی الحاضرین) اگر بتوانم او را فقط روزی چند دقیقه از خانه بیرون ببرم، خیلی زودتر با انواع موجودات وحشی و اهلی از جمله حضرت گاو آشنا خواهد شد. خرجش هم کمتره!


+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/01/04ساعت 20:39  توسط طهراني  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
به جاي موفقيت در چيزي كه از آن نفرت دارم، ترجيح مي دهم در چيزي شكست بخورم كه از آن لذت مي برم.

(هينز سيدني)

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/12/13ساعت 9:15  توسط طهراني  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
امروز توي روزنامه دنياي اقتصاد مطلبي نوشته بود كه برايم خيلي جالب بود:

رئيس اتحاديه ميوه و سبزي با اشاره به رشد صعودي قيمت موز گفت در حال حاضر گلوگاه واردات موز در انحصار سه نقر است كه اين افراد نيز بدون حساب و كتاب قيمت آنرا افزايش مي‌دهند.

واقعا كه تا چنين مسئولاني را داريم، غم نداريم.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/12/11ساعت 9:34  توسط طهراني  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

نامه را كه مي‌خواندم خاطرات سالهاي گذشته دوباره زنده شد. اگر چه در ظاهر نامه‌ فرزندي است به پدر خود كه از اين دنيا رخت بر بسته ولي در واقع مخاطب آن من و تو و تمام مردم ايران زمين است.


http://negahedigar1.blogfa.com/post-117.aspx

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/12/07ساعت 17:27  توسط طهراني  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

بعد از پاس كاري بين باجه هاي مختلف بالاخره به مسوول مورد نظر ميرسم و مي گويم:

- ببخشيد؛ همكارتون گفتند براي استفاده از "خدمات اينترنتي بانك" اينجا بايد ثبت نام كنم.

زير چشمي يك نگاهي به من مي اندازد و مي گويد:

- مدارك مورد نياز: سند تلفن همراه و .......

در حالي كه فكر ميكردم ... چه ربطي به شقايق داره؛ هاج و واج از درب بانك بيرون آمدم.؟!#$%@؟!

راستي، حالا اومديم و يكي موبايل نداشت!

+ نوشته شده در  شنبه 1387/12/03ساعت 13:58  توسط طهراني  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
نمی دانم شما چطور با آن کنار آمده اید ولی من را که کاملا کلافه کرده. برای طی یک مسیر صاف و مستقیم باید کلی بالا و پایین و چپ و راست کرد تا به مقصد رسید.

یکی از عجیب ترین خیابانهای این شهر به نظر من خیابان شریعتی است که اگر از بالا به پایین حرکت کنید از تجریش تا حسینیه ارشاد دو طرفه است، بعد تا پل همت یک طرفه رو به پایین میشود. بعد روی پل همت که اصلا معلوم نیست کدام طرفه است. از زیر پل همت تا خیابان مطهری یک طرفه رو به بالاست. از مطهری تا بهار شیراز دوطرفه است که دوباره تا میدان طالقانی یک طرفه رو به پایین میشود. از آنجا هم تا پیچ شمیران دوباره دوطرفه می شود.

به نظر من باید هم به دست اندر کاران ترافیک شهر به خاطر این نبوغ و خلاقیت تبریک گفت و هم به هوش و استعداد شهروندان طهرانی که هنوز میتوانند راه خود را پیدا کنند آفرین گفت. جالب اینجاست که در بعضی از قسمتهای این خیابان طرحهای ترافیک و زوج و فرد هم برقرار است!

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/11/21ساعت 10:43  توسط طهراني  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

امروز داشتم از پارك ملت رد مي‌شدم ديدم تمام سنگ فرشهاي پارك كه همين يكي دو سال پيش باز سازي كرده بودند، شكسته شده اند.

نمي‌دونم چرا همه چيزهاي قديمي با دوام و عمري بودند ولي حالا همه چيز يك بار مصرف و زپرتي شده.

پيش خودم گفتم حتي سنگ هم سنگ هاي قديم!

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/11/21ساعت 9:33  توسط طهراني  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

در تاريخ 15 بهمن 1313 دانشگاه تهران با شش دانشكده طب، فني، علوم، علوم معقول و منقول، ادبيات و حقوق افتتاح شد.

عكس: مراسم گشایش مدرسه طب دانشگاه تهران - ويكيپديا
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/11/15ساعت 13:45  توسط طهراني  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
بچه که بودیم تو مدرسه شعرهایی به ما یاد می دادند که اکثرشون را فراموش کردم ولی این یکی .....


خوشا به حالت ای روستایی                                   چه شاد و خرم، در روستايي

در شهر ما نیست جز دود و ماشین                                 دلم گرفته از آن و از این

در شهر ما نیست جز داد و فریاد                            خوشا به حالت که هستی آزاد

ای کاش من هم پرنده بودم                                         با شادمانی پر می­گشودم

می رفتم از شهر به روستایی                                        آنجا که دارد آب وهوایی 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/11/08ساعت 13:44  توسط طهراني  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

ماليا و ساشا ی عزيز،

می دانم که در دو سال گذشته روزهای خوشی را در کمپين تبليغاتی پشت سر گذاشته ايد، به پيک نيک و اجتماعات مردمی رفته ايد، و هر نوع خوراکی ای که شايد من و مادرتان نبايد اجازه می داده ايم خورده ايد. اما می دانم که هميشه هم برای شما و مادرتان آسان نبوده است، و هرچه قدر هم که برای سگ جديدتان هيجان زده هستيد، جبران تمام زمانی که از هم جدا بوده ايم را نخواهد کرد. می دانم که در اين دو سال چيزهای بسياری را از دست داده ام، و امروز می خواهم به شما کمی بيشتر در اين باره بگويم که چرا تصميم گرفتم خانواده مان را راهی اين سفر کنم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/11/06ساعت 9:7  توسط طهراني  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

+ نوشته شده در  شنبه 1387/10/28ساعت 14:19  توسط طهراني  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

چقدر سريع اين هفته‌ها و ماه‌ها مي‌آيند و مي‌روند. دي هم تمام شد........

آدم بعضي وقتها ترس ورش ميداره.


لورل و هاردي در پيري

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/10/25ساعت 13:46  توسط طهراني  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

در جمهوری اسلامی، حفاظت محیط زیست که نسل امروز و نسل‌های بعد باید در آن حیات اجتماعی رو به رشدی داشته باشند، وظیفه عمومی تلقی میگردد.

از این رو فعالیتهای اقتصادی و غیر آن که با آلودگی محیط زیست یا تخریب غیر قابل جبران آن ملازمه پیدا کند، ممنوع است.

+ نوشته شده در  شنبه 1387/10/14ساعت 14:21  توسط طهراني  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
امروز داشتم توي سايت "موج سبز" دوري ميزدم كه رسيدم به "برای سبز نگه داشتن زمین" و مقاله‌اي تحت عنوان "ايران - چهارمين كشور توليد كننده گازهاي گلخانه‌اي".

خيلي برايم جالب بود كه ما به راحتي آب خوردن ميتونيم تو رده‌هاي اول مخرب‌ترين كشورهاي دنيا باشيم. بدون اينكه بخواهيم تلاشي در اين مورد انجام بديم.

تو اين مقاله گفته آخرين گزارش به سازمان ملل در سال 1994 نشون ميده ميزان انتشار گاز هاي گلخانه اي توسط ايران ساليانه 350 ميليون تن اعلام شده که در حال حاضر به بيش از 420 ميليون تن در سال مي‌رسه.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/10/08ساعت 12:19  توسط طهراني  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
همين چند وقت پيش وقتي يكي از عكاسهاي مجله نشنال ژئوگرافيك داشت با هليكوپتر از روي جنگلهاي آمازون رد مي‌شد اين آدمهاي بدبخت رو ديد كه هنوز در عصر حجر زندگي مي‌كنند و قرنها از دنياي امروزي فاصله دارند.

پيش خودم فكر كردم كه ما هم يك جورهايي همين جور هستيم چون سالهاست كه توي اين دنياي بزرگ منزوي شده‌ايم و اگر يكي هم بر حسب اتفاق از اين دور و ورها رد بشه فوري بهش سنگ پرت ميكنيم !

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/10/02ساعت 15:30  توسط طهراني  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

+ نوشته شده در  شنبه 1387/09/23ساعت 17:49  توسط طهراني  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

كاش بجاي اين همه خرج براي كنترل حداكثر سرعت در اتوبانهاي شهر، يك كمي هم به فكر كنترل حداقل سرعت  بودند.


عكس از جورواجور
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/09/12ساعت 11:55  توسط طهراني  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
در حاليكه ازش خون ميرفت، مظلومانه به كبوترهاي حرم نگاه ‌‌كرد.

هرگز نفهميد چرا آدمي كساني كه ميتوانند برايش مفيد باشند را گردن ميزند و براي مفت خوران دانه ميپاشد!


+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/09/11ساعت 10:39  توسط طهراني  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
اين قليان هم شده از بزرگترين مشكلات و دغدغه‌هاي كشور. هر چند وقت يكبار ممنوعش ميكنند و بعد از چند ماه دوباره آزاد!؟

بابا اگر تصميم گيري ها رو به شير يا خط موكول مي‌كرديد اقلا" در 50 درصد اوقات درست از آب در مي‌آمد!!


خدا آخر عاقبت ما رو به خير كنه....


+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/09/10ساعت 15:46  توسط طهراني  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

زندگي كردن هر روز داره سخت تر ميشه. اگر دقت كني مبيني كه انجام هر كاري نسبت به دفعه قبل سخت‌تره. كارهاي ساده اي مثل تاكسي سوار شدن، رد شدن از خيابان و يا پارك كردن ماشين كنار خيابون.

آدم  رو ياد مراحل آخر بازيهاي كامپيوتري ميندازه كه هي سخت تر ميشه و هر لحظه ممكنه Game over بشي!


+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/08/26ساعت 15:30  توسط طهراني  |