تبليغاتX
Home Sweet Home

Home Sweet Home

طرح تکریم مشتری و ارباب رجوع

گفتم: پدر جان - برای این کار چه مدارکی باید بیاورم؟ با عصبانيت داد زد: مگه من باباتم؟ براي مدتي نتوانستم پلك بزنم. وقتی به خود آمدم فشار جمعیت مرا به گوشه اتاق برده بود.
+ نوشته شده در  پانزدهم اردیبهشت 1389ساعت   توسط همشهري  | 

نوستالژی کتاب

امروز دوباره نمایشگاه کتاب شروع بکار کرد و خیابانها هم دوباره شلوغ شد.

خیلی وقته که فرصت نکردم یک کتاب را از اول تا آخر بخوانم. یاد دوران بچگی ام افتادم. روزی ۲ تومان پول توی جیبی میگرفتم و باهاش علاوه بر توپ و نوشابه و کیک - یک کیهان بچه ها هم میخریدم که ساعتها با اون سرگرم میشدم.

کتابهایی که یادم میاید "ماهی سیاه کوچولو" (صمد بهرنگی) "قصه های خوب برای بچه های خوب" (مهدی آذر یزدی) کتابهای عزیز نسین - هانس کریستین اندرسن - ژول ورن و نوجوان که شده بودم عاشق مجموعه کتابهای تن تن بودم. یادم میاد که کتاب "اسب شاخدار" را تابستانها روزی یک بار صبح که از خواب پا میشدم از اول تا آخر میخواندم. "سه برادر به هم ملحق می شوند سه اسب شاخداری که ..."

راستی مدل نقاشی ارژنگ هم یکی از بهترین خاطرات آن دوران است.

یادش بخیر با تمام سختی های آن دوران باز هم خوش می گذشت.

 

+ نوشته شده در  پانزدهم اردیبهشت 1389ساعت   توسط همشهري  | 

Fatal Error

تا چند وقت پیش سعی می کردم به خودم بقبولانم که ما ایرانیها ذاتاْ آدمهای خوب و با مرامی هستیم و فقط بعضی اوقات و در شرایط خاص ..... می شویم. ولی اخیراْ به این نتیجه رسیده ام که یا ما همیشه  در شرایط خاص هستیم و یا "فاندامنتالی" مشکل داریم !

 

+ نوشته شده در  پانزدهم اردیبهشت 1389ساعت   توسط همشهري  | 

خدایا شکرت

میزان جیوه در آبهای جنوب ایران ۱۰ برابر استاندارد است. (روزنامه همشهری - ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۹)

 

+ نوشته شده در  پانزدهم اردیبهشت 1389ساعت   توسط همشهري  | 

آي نفس كش

آزبست در هواي تهران 50 برابر شهرهاي اروپا (همشهري)


+ نوشته شده در  پنجم بهمن 1388ساعت   توسط همشهري  | 

نوستالژي

اين حس نوستالژي چند وقتيه بدجوري رفته تو مخم.

امروز داشتم نوشته هاي بايرامعلي رو مي‌خوندم كه دوباره منو برد تو اون حس و حال. مثل اينكه هر چي سن بالاتر ميره اين حس هم قوي تر ميشه.

+ نوشته شده در  بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت   توسط همشهري  | 

نقشه ترافیکی تهران

نقشه ترافيکي شهر تهران که در آدرس زير قابل مشاهده است و هر 5 دقيقه به روز مي شود. ديدن اين نقشه پيش از خروج از منزل يا محل کار براي سفر درون شهري خيلي مفيد خواهد بود.

با انتخاب مسير صحيح، به مشکل آلودگي هواي تهران کمک کنيم.


http://78.38.206.135/trafficmap/map.asp

+ نوشته شده در  نوزدهم فروردین 1388ساعت   توسط همشهري  | 

وسایل کمک آموزشی

تا حالا همسرم بیش از ده وسیله کمک آموزشی برای بچه شش ماهمون  گرفته تا او با حیوانات مختلف آشنا بشود. این آخری که ماشاالله صدای گاو هم در می آورد.

داشتم فکر می کردم (بلا نسبت و حاشا علی الحاضرین) اگر بتوانم او را فقط روزی چند دقیقه از خانه بیرون ببرم، خیلی زودتر با انواع موجودات وحشی و اهلی از جمله حضرت گاو آشنا خواهد شد. خرجش هم کمتره!

+ نوشته شده در  چهارم فروردین 1388ساعت   توسط همشهري  | 

موفقيت يا لذت؟

به جاي موفقيت در چيزي كه از آن نفرت دارم، ترجيح مي دهم در چيزي شكست بخورم كه از آن لذت مي برم.

(هينز سيدني)

+ نوشته شده در  سیزدهم اسفند 1387ساعت   توسط همشهري  | 

خوش به حال ما!

امروز توي روزنامه دنياي اقتصاد مطلبي نوشته بود كه برايم خيلي جالب بود:

رئيس اتحاديه ميوه و سبزي با اشاره به رشد صعودي قيمت موز گفت در حال حاضر گلوگاه واردات موز در انحصار سه نقر است كه اين افراد نيز بدون حساب و كتاب قيمت آنرا افزايش مي‌دهند.

واقعا كه تا چنين مسئولاني را داريم، غم نداريم.

+ نوشته شده در  یازدهم اسفند 1387ساعت   توسط همشهري  | 

گوزن و شقایق

بعد از پاس كاري بين باجه هاي مختلف:

- ببخشيد؛ همكارتون گفتند براي استفاده از "خدمات اينترنتي" اينجا بايد ثبت نام كنم.

زير چشمي يك نگاهي به من مي اندازد و مي پرسد: سند موبایلت همراته؟

 

نمیدانم اگر یکی موبایل نداشته باشد ولی بخواهد از خدمات اینترنتی بانک استفاده کند تکلیفش چیست!

+ نوشته شده در  سوم اسفند 1387ساعت   توسط همشهري  | 

خیابان شریعتی

نمی دانم شما چطور با آن کنار آمده اید ولی من را که کاملا کلافه کرده. برای طی یک مسیر صاف و مستقیم باید کلی بالا و پایین و چپ و راست کرد تا به مقصد رسید.

یکی از عجیب ترین خیابانهای این شهر به نظر من خیابان شریعتی است که اگر از بالا به پایین حرکت کنید از تجریش تا حسینیه ارشاد دو طرفه است، بعد تا پل همت یک طرفه رو به پایین میشود. بعد روی پل همت که اصلا معلوم نیست کدام طرفه است. از زیر پل همت تا خیابان مطهری یک طرفه رو به بالاست. از مطهری تا بهار شیراز دوطرفه است که دوباره تا میدان طالقانی یک طرفه رو به پایین میشود. از آنجا هم تا پیچ شمیران دوباره دوطرفه می شود.

به نظر من باید هم به دست اندر کاران ترافیک شهر به خاطر این نبوغ و خلاقیت تبریک گفت و هم به هوش و استعداد شهروندان طهرانی که هنوز میتوانند راه خود را پیدا کنند آفرین گفت. جالب اینجاست که در بعضی از قسمتهای این خیابان طرحهای ترافیک و زوج و فرد هم برقرار است!

+ نوشته شده در  بیست و یکم بهمن 1387ساعت   توسط همشهري  | 

سنگ فرشهاي يك سال مصرف شهر ما

امروز داشتم از پارك ملت رد مي‌شدم ديدم تمام سنگ فرشهاي پارك كه همين يكي دو سال پيش باز سازي كرده بودند، شكسته شده اند.

پيش خودم گفتم حتي سنگ هم سنگ هاي قديم!

+ نوشته شده در  بیست و یکم بهمن 1387ساعت   توسط همشهري  | 

دانشگاه تهران 74 ساله شد!

در تاريخ 15 بهمن 1313 دانشگاه تهران با شش دانشكده طب، فني، علوم، علوم معقول و منقول، ادبيات و حقوق افتتاح شد.

+ نوشته شده در  پانزدهم بهمن 1387ساعت   توسط همشهري  | 

مي‌خواهم زنده بمانم

بچه که بودیم تو مدرسه شعرهایی به ما یاد می دادند که اکثرشون را فراموش کردم ولی این یکی .....


خوشا به حالت ای روستایی                                   چه شاد و خرم، در روستايي

در شهر ما نیست جز دود و ماشین                                 دلم گرفته از آن و از این

در شهر ما نیست جز داد و فریاد                            خوشا به حالت که هستی آزاد

ای کاش من هم پرنده بودم                                         با شادمانی پر می­گشودم

می رفتم از شهر به روستایی                                        آنجا که دارد آب وهوایی 

+ نوشته شده در  هشتم بهمن 1387ساعت   توسط همشهري  | 

نامه اوباما به دخترانش چنین است

ماليا و ساشا ی عزيز،

می دانم که در دو سال گذشته روزهای خوشی را در کمپين تبليغاتی پشت سر گذاشته ايد، به پيک نيک و اجتماعات مردمی رفته ايد، و هر نوع خوراکی ای که شايد من و مادرتان نبايد اجازه می داده ايم خورده ايد. اما می دانم که هميشه هم برای شما و مادرتان آسان نبوده است، و هرچه قدر هم که برای سگ جديدتان هيجان زده هستيد، جبران تمام زمانی که از هم جدا بوده ايم را نخواهد کرد. می دانم که در اين دو سال چيزهای بسياری را از دست داده ام، و امروز می خواهم به شما کمی بيشتر در اين باره بگويم که چرا تصميم گرفتم خانواده مان را راهی اين سفر کنم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ششم بهمن 1387ساعت   توسط همشهري  | 

اين قافله عمر عجب مي‌گذرد

چقدر سريع اين هفته‌ها و ماه‌ها مي‌آيند و مي‌روند. دي هم تمام شد........

آدم بعضي وقتها ترس ورش ميداره.


لورل و هاردي در پيري

+ نوشته شده در  بیست و پنجم دی 1387ساعت   توسط همشهري  | 

اصل پنجاه قانون اساسي

در جمهوری اسلامی، حفاظت محیط زیست که نسل امروز و نسل‌های بعد باید در آن حیات اجتماعی رو به رشدی داشته باشند، وظیفه عمومی تلقی میگردد.

از این رو فعالیتهای اقتصادی و غیر آن که با آلودگی محیط زیست یا تخریب غیر قابل جبران آن ملازمه پیدا کند، ممنوع است.

+ نوشته شده در  چهاردهم دی 1387ساعت   توسط همشهري  | 

ايران چهارمين تخریبچی در جهان!

امروز داشتم توي سايت "موج سبز" دوري ميزدم كه رسيدم به "برای سبز نگه داشتن زمین" و مقاله‌اي تحت عنوان "ايران - چهارمين كشور توليد كننده گازهاي گلخانه‌اي".

خيلي برايم جالب بود كه ما به راحتي آب خوردن ميتونيم تو رده‌هاي اول مخرب‌ترين كشورهاي دنيا باشيم. بدون اينكه بخواهيم تلاشي در اين مورد انجام بديم.

+ نوشته شده در  هشتم دی 1387ساعت   توسط همشهري  | 

انزوا

همين چند وقت پيش وقتي يكي از عكاسهاي مجله نشنال ژئوگرافيك داشت با هليكوپتر از روي جنگلهاي آمازون رد مي‌شد اين آدمهاي بدبخت رو ديد كه هنوز در عصر حجر زندگي مي‌كنند و قرنها از دنياي امروزي فاصله دارند.

پيش خودم فكر كردم كه ما هم يك جورهايي همين جور هستيم چون سالهاست كه توي اين دنياي بزرگ منزوي شده‌ايم و اگر يكي هم بر حسب اتفاق از اين دور و ورها رد بشه فوري بهش سنگ پرت ميكنيم !

+ نوشته شده در  دوم دی 1387ساعت   توسط همشهري  | 

شهرداري تهران جزو 10 شهرداري برتر دنيا!

بدون شرح
+ نوشته شده در  بیست و سوم آذر 1387ساعت   توسط همشهري  | 

دنياي وارونه وارونه وارونه


كاش بجاي اين همه خرج براي كنترل حداكثر سرعت در اتوبانهاي شهر، يك كمي هم به فكر كنترل حداقل سرعت  بودند.
+ نوشته شده در  دوازدهم آذر 1387ساعت   توسط همشهري  | 

آخرين دغدغه‌هاي يك گوسفند

در حاليكه ازش خون ميرفت، مظلومانه به كبوترهاي حرم نگاه ‌‌كرد.

هرگز نفهميد چرا آدمي مظلومان را گردن ميزند و مفت خوران را دانه ميپاشد!
+ نوشته شده در  یازدهم آذر 1387ساعت   توسط همشهري  | 

معزل لاينحل قليان و قانون احتمالات

اين قليان هم شده از بزرگترين مشكلات و دغدغه‌هاي كشور. هر چند وقت يكبار ممنوعش ميكنند و بعد از چند ماه دوباره آزاد!؟

بابا اگر تصميم گيري ها رو به شير يا خط موكول مي‌كرديد اقلا" در 50 درصد اوقات درست از آب در مي‌آمد!!


خدا آخر عاقبت ما رو به خير كنه....
+ نوشته شده در  دهم آذر 1387ساعت   توسط همشهري  | 

سال به سال دريغ از پارسال


زندگي كردن در این شهر هر روز داره سخت تر ميشه. حتی كارهاي ساده اي مثل تاكسي سوار شدن، از خيابان رد شدن و يا پارك اتوموبیل.

آدم  ياد مراحل آخر بازيهاي كامپيوتري می افتد كه هر لحظه ممكنه Game over شود!

+ نوشته شده در  بیست و ششم آبان 1387ساعت   توسط همشهري  | 

محكوم به مرك


انگار چيزي سينه‌اش را مي‌فشرد
پنجره را باز كرد تا نفسي تازه كند
سرفه‌اش گرفت
شهر در دود گم شده بود

وقتي به خود آمد

روحش مرده بود
+ نوشته شده در  بیست و ششم آبان 1387ساعت   توسط همشهري  | 

نمي‌بينم، نمي‌شنوم!؟

نمي‌دانم ادبا و شعراي ما در كدامين شهر ايران مي‌زيسته‌اند...
شايد تمامش ساخته تخيل قدرتمندشان بوده....

چرا كه من هيچكدام را نمي‌بينم! نمي‌شنوم!؟؟....

من "همهمه دلکش برگ" را نمي‌توانم بشنوم.
" آبی آرام بلند" را نمي‌بينم.
"زمزمه مبهم آب" برايم مفهومي ندارد............

هر چه مي‌گردم نمي‌توانم "مناجات درختان را هنگام سحر"،
"رقص عطر گل یخ را با باد"،
"نفس پاک شقایق را در سینه کوه"،
"صحبت چلچله ها را با صبح"،
"بغض پاینده هستی را در گندم زار"،
"گردش رنگ و طراوت را در گونه گل"  پيدا كنم.

من هیچکدام را نمی بینم، نمیشنوم !!؟  ..............

تنها ماشين است و ساختمان...
ترافیک است و سر و صدا...
دود است و هوای آلوده...
+ نوشته شده در  بیست و یکم آبان 1387ساعت   توسط همشهري  | 

درس زندگي

من پشتكار را از زنگ ساعتم در صبحگاهان آموختم.
+ نوشته شده در  چهاردهم آبان 1387ساعت   توسط همشهري  | 

پليس حافظ جان و ناموس مردم!

سكانس اول: هوا گرم است و ترافيك بدجوري به هم گره خورده و ماشينها از همه طرف آمده اند وسط چهارراه. مردم كلافه هم هي بوق ميزنند و منتظرند پليس سر چهار راه كاري كند تا گره باز شود.

سكانس دوم: آقاي پليس وسط چهار راه در حالیکه  كمی كلاهش را بالا داده هاج و واج به خیل ماشينها نگاه ميكند. 

سكانس سوم: ناگهان آقای پلیس از جای خود به سرعت حرکت کرده و از لابلاي ماشينها به سختی خود را به یک پرادوي سفيد ميرساند.

سكانس چهارم: بعد از يك ربع معطلی بالاخره ترافیک چند متر حرکت کرده و من می توانم آقای پلیس و راننده داخل پرادو را ببینم.

آقای پلیس با لبخندی ملیح در حال توجیه نمودن دختر جوان و خوش سیما در خصوص فواید بستن كمربند ايمني هنگام رانندگی است.!!!٬٫¤٪٫×٪

+ نوشته شده در  بیست و سوم مهر 1387ساعت   توسط همشهري  | 

از من به تو نصيحت!

صد بار امتحان كردم. توي اين مملكت اگر ميخواهي كارت انجام بشه بايد خودت شخصا اون كار را دنبال كني. فقط هم حضوري!

هيچ دنبال سيستم هاي پاسخگوي تلفني، اينترنتي، پست جمهوري اسلامي، پليس + 10 ، 137 شهرداري، بانكداري الكترونيك و غيره نباش كه كسي تره هم برات خورد نميكنه! تره كه هيچ چي هويج هم حسابت نميكنن.
+ نوشته شده در  بیستم مهر 1387ساعت   توسط همشهري  |